|
|
|
|
|
سوی من باز آمدی یعنی که چه؟
با غم انباز آمدی یعنی که چه؟ همدم غم گشته ای چشم گریان کرده ای رخ پر از راز آمدی یعنی که چه؟ گل به دست و دل غمین... با نگاهی بر زمین تن پر از ناز آمدی یعنی که چه؟ من دگر وا مانده ام از دو پا افتاده ام همچو اعجاز آمدی یعنی که چه؟ بین حقیر زار را پر غم و افگار را حال پر ساز آمدی یعنی که چه؟؟؟!!!
شعر از پدرم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 17:49 توسط المیرا
|
|
||