|
|
|
|
|
واژه ي گرم سلام چون گلي مي رويد.از طراوت سرشار ,
مثل يک نيلوفر همچو ياس و مريم آشنابخش من و تو اي دوست آشنايي اما چون سر آغاز محبت گرم است همچو خورشيد پر از مهر و صفا در مقابل اما واژه ي سرد و پر از بغض و سکوت بدرود و من اکنون به اين واژه رسيدم ياران بعد از آن با هم بودنهامان حرف هاي آشناييهامان بعد از آن شعروسرود و درددل در تصوير حال با قلبي پر از ياد شما مي سرايم بدرود. به اميدي که بيايد فردا و سلامي ديگر , گل کند باغ من تنها را پس به اميد چنان فردايي , با عزيزان دلم صد درود و بدرود.
سلام ممنونم از محبت تک تک شما دوستاي گلم تو اين مدت کنکور ۸۷ در پيشه و وقت رفتن من رسيده تا سال دیگه برام دعا کنيد. راستی... (متن از پدرم)
بر می گردم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 13:30 توسط المیرا
|
|
||