|
|
|
|
|
خوبی دیگه تموم شده منم مثل خودت بدم
منم میخوام دروغ بگم منم دو رنگی بلدم
کاری به کارت ندارم قصه ی من گلایه نیست طعنه به تو نمی زنم طعنه به ماجرا زدم
خوب میدونم که این روزا یکی دیگه کنارته مبارکه هم واسه تو هم واسه اون که یارته
بیا و خاطراتتو بردار و از اینجا ببر من یادگاری نمیخوام نگو که یادگارته
دستتو خوندم عزیزم بازی دیگه تموم شده برو که بی تو پر زدن این روزا آرزوم شده
می خوام مثل گذشته ها مهرمو پنهون بکنم حس می کنم که عاطفم به پای تو حروم شده |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 0:0 توسط المیرا
|
|
||