|
|
|
|
|
آهای تو که این همه دوری از من
این روزا در حال عبوری از من آهای تو که فکر میکنی سوزوندی دار و ندارم و با دوری از من
طاقت نداری ببینی میدونم این همه طاقتو صبوری از من ستاره ها می گن پشیمون شدی می خوای بگی که غرق نوری از من
فکر نکنم بشه با صد تا دریا این همه نفرتو بشوری از من نمیدونم می خوای با قلب سنگی دل ببری بازم چه جوری از من
پشیمونی فایده نداره دیگه چشات باید بارون بباره دیگه |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 0:12 توسط المیرا
|
|
||