تبليغاتX
منٍ تنها -
در این جهان کوچک و دلگیر هیچ کس , پروانه وار عاشق گلها نمی شود
اگر از ظلمت ره می ترسی,

چلچراغ نگهم را به تو خواهم بخشید

روشنی های تنم را که نشان از سحرند,

به تو خواهم بخشید

اگر از دوری ره می ترسی

دستهایم را که,

پلی روی زمان می بندند

و به کوتاهترین فاصله من را

به تو میپیوندند,

به تو خواهم بخشید

اگر از ننگی چشم دگران,اگر از زمزمه ها

اگر از حرف کسان می ترسی,

من جدا از دگران , به تو خواهم پیوست

خویش را درتو نهان خواهم کرد

و اگر ترس تو از خویشتن است,

من تو را, در رگ هستی خویش

و همه تک تک ذرات وجودم که پر از خواهش توست

محو و گم خواهم کرد.

من تمامی وفا و تمامی دل عاشق خود را

به تو خواهم بخشید

تا تو از آن باشی

تو بیا...!

که اگر آمدنت دیر شود,

که اگر آمدنت قصه ی پوچی باشد,

من تو را ای همه خوب

تا دم مرگ, نخواهم بخشید...

 

 

تقدیم به (خود تنهات)

به احترام همه ی لحظه های قشنگمون

میدونم که یادته!این ترانه,اون لحظه ها ,خاطره ها...

 

(واست میمیرم)

سردی نگاهو بشکن فاصله سزای ما نیست

تو بمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست

بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه

میمیرم بی تو...

موندن من یه بهانست یه سرود عاشقانست

من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم

تو خود دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه

میمیرم بی تو...

من عشقت رو به همه دنیا نمیدم

حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم

با تو میمونم واسه همیشه...

اگه دنیا بخواد من و تنها بمونیم

واست میمیرم جواب دنیا رو میدم

با تو میمونم واسه همیشه...

خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک میکنم

توی تنهاییام فقط به تو فکر میکنم

با تو میمونم واسه همیشه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 18:26  توسط المیرا  |