+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 15:42 توسط المیرا
درباره
کاش چون پاییز بودم...کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد آفتاب دیدگانم سرد می شد آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان اندوه طوفانی به جانم چنگ می زد اشکهایم همچو باران, دامنم را رنگ می زد
وه...چه زیبا بود اگر پاییز بودم وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من می خواند... شعری آسمانی در کنارم قلب عاشق شعله می زد در شرار آتش دردی نهانی نغمه ی من... همچو آوای نسیم پر شکسته عطر غم می ریخت بر دلهای خسته... کاش... کاش چون پاییز بودم.